یاابوالفضل عباس
 
قالب وبلاگ

 

نگاهی به برخی از صفحات داخلی کتاب سراسر کفر لِویتن (Leviathan) انداخته و جملاتی دیگر از آن را از نظر بگذرانیم. با ملاحظه جملات ایـن کتاب ضاله می توان به انگیزه شیطان پی برد، که چگونه عده ای غافل را فریب داده تا از جانب او سخن گفته و اعتقادات مردمان را به بازی بگیرند.

1- در این بیابان خشک و لم یزرع از فولاد و سنگ، من صدای خود را بالا می برم تا تو بشنوی. رو به سوی شرق و غرب و شمال و جنوب اعلام می کنم: مرگ بر ضعیفان و درود بر نیرومندان.
2- چشمانت را باز کن و بنگر، ای مرد کوته فکر. و به من گوش کن ای سرگروه گمراهان!!!
3- من اینجا ایستاده ام و خرد تو را به مبارزه می طلبم. و از تو، از آن خدا سوال می کنم.
4- دلایل تو برای اثبات آن ده فرمان طلایی چیست؟
5- هیچ گاه نمی توانی تصویری از بتهای خود ارائه دهی.
6- من انگشت سبابه خود را، در خون ریخته تو فرو می کنم و ضعف تو را نمایان ساخته و بالای تاج خار و روی ابروی تو می نویسم:
شاهزاده واقعی نفرت، و پادشاه بردگان
آنگاه لاوی به کفریات خود ادامه می دهد تا اینجا که می گوید:
10- من به چشمهای یهوه (خدای) ترسناک تو خیره شده و با شجاعت در مقابل او می ایستم. و تبر پهن خود را بالا آورده و جمجمه کرم خورده او را خرد خواهم کرد.
در جایی دیگر جسارت را به شخصیت عیسی علیه السلام این گونه بیان می کند:
به صلیب نگاه کن. چه چیزی در آن می بینی؟ بیچاره ای که بر درختی دار زده اند.
متذکر می شویم که از نظر اسلام حضرت عیسی علیه السلام به صلیب کشیده نشده است. و قرآن نیز بر این مطلب صراحت دارد. آنجا که می فرماید: ... و ما قتلوه و ما صلبوه ولکن شبه لهم و...
او را نه کشتند و نه به صلیب کشیدند، بلکه کسی را شبیه او گرفتند.
اما به هر حال از آنجا که حضرت عیسی علیه السلام پیامبر خدا و یکی از انبیایی هستند که اسلام نیـز ایشان را صاحب شأن و احترام زیادی دانسته و به نبوت ایشان قائل است، لذا جسارت به این پیامبر عزیز جسارت به اسلام تلقی می گردد. و از نظر اسلام قابل قبول نیست.
بخش آخر کتاب شیطان پرستی بخش کلیدهای نوزده گانه است. که به عنوان نمونه دو مورد را ذکر می کنیم.
کلید چهارم
... بـرخیزید، شما فرزندان لذت هستید. و زمین را بنگرید. من خدا هستم. خدای شما که زندگی ابدی برای من است. به نام شیطان حرکت کنید و مـنجی خوش منظر خود را نشان دهید. که او را ستایش می کنید.
کلید نهم
نگهبـان نیـرومند آتش با شمشیر دولبـه که آتش از آن زبـانه می کشد و غرب را در چنگال خود دارد، به همراه وزیرانش بر روی زمین ایستاده است. و خزائن زمین را در اختیار دارد. و با چشمانی حدقه شده، مانند دریا خون از دهانشان جاریست. و مغز آنها چون سنگ مرمر سفت شده است.
خـوشحال است و چهـره درهم نکشیده است. می دانی چرا؟ چون خداوند عدالت (شیطان) از آنها راضی و خوشنود است. او قدم در راه می گذارد و شما اجازه دارید با او احساس راحتی و آرامش کنید.
خداوند عدالت ، قضاوت را به خودتان واگذار می کنیم. چگونه می توان شیطان را خداوند عدالت نامید؟

[ ] [ ] [ مدیر ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب
پايگاه اطلاع رساني سپاه انصارالحسين(ع) استان همدان


بک لينک